۱۳۸۸ تیر ۵, جمعه

نووستی‏: پول های کلانی که از ایران خارج می شوند‏‎

‎ "‎کریل زوبکوف‏‎"‎، ‏РБК daily، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 3 تیرماه‎ ‎

‎بانک های بزرگ ایرانی فعالانه پول های خود را از کشور خارج می کنند. پول ها‎ ‎‎ ‎هم از بانکهایی که تحت کنتترل مقامات ایران هستند خارج می شوند، و هم از‏‎ ‎‎ ‎آنهایی که مرتبط با اطرافیان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، حامی "میرحسین موسوی‎‎ ‎هستند، کاندیدای اپوزیسیونی که هنوز نمی تواند به شکست خود در انتخابات‏ ‎‎ ‎اعتراف کند. آشتی بین طرفداران و مخالفین "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور‏‎‎ ‎کنونی ایران که در انتخابات نیز پیروز شد، غیرممکن بنظر می رسد. هر دو طرف‎ ‎‎ ‎آماده درگیری قاطعانه ای می شوند که در نتیجه آن یکی از آنها مجبور به خروج‏ ‎‎ ‎از ایران خواهد شد‏‎. ‎‎ ‎خبر آغاز خروج گسترده پول از ایران را روزنامه ایتالیایی‎ La Stampa ‎به نقل از‎ ‎‎ ‎اداره اطلاعاتی ایتالیا منتشر کرد که به این روزنامه خبر داده بود بانک های‎ ‎‎ ‎صادرات، ملی، سپه و ملت در 48 ساعت اخیر شروع به انتقال پول از ایران به‏‎ ‎‎ ‎ترکیه، مالزی، پاکستان، اندونزی و امارات متحده عربی کرده اند. پول ها با‎ ‎‎ ‎حواله های کمتر از 10 میلیون دلار خارج می شوند. طبق اطلاعات نیروهای امنیتی‎ ‎‎ ‎ایتالیا پول از حساب بنیادهای مختلف غیر دولتی که تحت کنترل روحانیون ایران‎ ‎‎ ‎هستند، به خارج از کشور منتقل می شوند‏‎. ‎‎ ‎فعالیت بنیاد مستضعفان و جانبازان، بنیاد شهید و سایر سازمان های مشابه تحت‏‎ ‎‎ ‎کنترل شدید ادارات اطلاعاتی غرب است که نه بی دلیل، معتقدند از طریق همین‎ ‎‎ ‎بنیادها تهران به حمایت مالی از گروه های تروریستی در خارج از کشور، از جمله‏‎ ‎‎ ‎حزب الله و حماس می پردازد‏‎. ‎‎ ‎الکساندر سوتنیچنکو" کارشناس امور اقتصادی مرکز مطالعه خاور نزدیک در سنت‏‎ ‎‎ ‎پتربورگ به‎ РБК daily ‎گفت: "بانک های دولتی ایران که در مقاله‏‎ La Stampa ‎ذکر‎ ‎‎ ‎شده اند، تحت نظر هستند و مجبورند پول را در حواله های کوچک منتقل کنند". در‎ ‎‎ ‎عین حال وی معتقد است که برای صحبت درباره اینکه تنها روحانیون نگران پول از‏‎ ‎‎ ‎ایران را خارج می کنند، زود است و حواله به خارج از کشور از طریق بانک های‎ ‎‎ ‎خصوصی که در فهرست سیاه نیروهای امنیتی غربی نبوده و می توانند به آرامی پول‏‎ ‎‎ ‎جابجا کنند نیز انجام می شود‏‎. ‎‎ ‎این کارشناس تصریح کرد: "طرفداران و مخالفین محمود احمدی نژاد آماده زد و‏‎ ‎‎ ‎خورد قاطعانه ای می شوند که در نتیجه آن به احتمال زیاد حزب بازنده مجبور به‏‎ ‎‎ ‎فرار از ایران خواهد شد". وی معتقد است که مسئله حتی نتیجه انتخابات نیست و‏‎ ‎‎ ‎بحث بسیار مهمتری مطرح است. آیت الله علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران‎ ‎‎ ‎علناً از احمدی نژاد حمایت کرد، اما با اینحال میرحسین موسوی کاندیدای مغلوب‏‎ ‎‎ ‎تا کنون از برسمیت شناختن نتایج انتخابات امتناع می کند‏‎. ‎‎ ‎سوتنیچنکو افزود: "تعرض به اعتبار رهبر، بمعنای انکار همه نظام سیاسی ایران‎ ‎‎ ‎است". ‎‎ ‎پشت سر موسوی بازرگانان بزرگ ایران تحت رهبری رفسنجانی رئیس جمهور سابق کشور، ‏‎ ‎رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان هستند. نباید فراموش کنیم که‏‎ ‎‎ ‎مجلس خبرگان تنها ارگانی است که بطور نظری می تواند رهبر را عوض کند. اگر‎ ‎‎ ‎چنین چیزی رخ دهد، آشتی بین طرفداران احمدی نژاد-خامنه ای و موسوی-رفسنجانی‎ ‎‎ ‎غیر ممکن خواهد بود. با در نظر داشتن خارج سازی فعالانه پول از ایران، می‎ ‎‎ ‎توان گفت که هر دو حزب پل های پشت سر را خراب کرده و آماده ریسک هستند‏‎. ‎

بازداشت های سیاسی در ایران ادامه دارد

دويچه وله : وبسایت «کلمه»، یکی از منابع خبری نزدیک به میرحسین موسوی در آخرین ساعات روز چهارشنبه ۳ تیر (۲۴ ژوئن) خبر داد، ۷۰ تن از اساتید دانشگاه بازداشت شده‌اند. بنا به نوشته‌ی وبسایت کلمه، این بازداشت‌ها پس از دیدار اساتید عضو «انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه‌های کشور» با میرحسین موسوی صورت گرفته است. درباره مکانی که این اساتید دانشگاه را به آنجا منتقل شده‌اند اطلاعی در دسترس نیست.بازداشت این عده، آخرین مورد از بازداشت‌های گسترده‌ی سیاسی در ایران است که پس از انتخابات ۲۲ خرداد آغاز شده است. گفته می‌شود تاکنون بیش از هزار نفر از فعالان سیاسی، اجتماعی، حقوق بشر، روزنامه‌نگاران، دانشجویان و شهروندان دیگر بازداشت شده‌اند.اکثر رهبران و اعضای ارشد احزاب و سازمان‌های اصلاح‌‌طلب و منتقد حکومت، مثل جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، نهضت آزادی ایران، حزب کارگزاران سازندگی، ملی- مذهبی‌ها و نیز اکثر اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بازداشت شده‌اند. تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران، دانشجویان و فعالین مدنی مستقل نیز جزو بازداشت‌شدگان هستند.

نقش سعید مرتضوی
فعالین سیاسی و مدنی بازداشت‌شده ممنوع الملاقات هستند. قاضی سعید مرتضوی، دادستان تهران به خانم فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر مصطفی تاج‌زاده از رهبران بازداشت‌شده‌ی جبهه مشارکت گفته است، «مصطفی تاج‌زاده و بسیاری دیگر از فعالان سیاسی بازداشت شده ممنوع‌الملاقات هستند.» گفته می‌شود شماری از بازداشت‌شدگان، از جمله آقایان مصطفی تاج‌زاده، محسن امین‌زاده وعبدالله رمضان‌زاده برای اعتراف‌گیری زیر فشار قرار گرفته‌اند.سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ای که درباره‌ی ابعاد کم‌‌سابقه‌ی بازداشت در ایران منتشر کرد، نوشته است: «سعید مرتضوی، دادستان بدنام ایرانی مسوول تحقیقات از رهبران و مقام‌های حزبی اصلاح‌طلبان است.»سارالی ویتسون، مدیربخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان دیده‌بان حقوق بشر در این زمینه می‌گوید: «ایران در معرض سرکوب خودسرانه معترضانی است که هم اکنون جانشان را بر سر این راه گذاشته و به دستگیری بیش از هزار نفر انجامیده است. نقش سعید مرتضوی در این سرکوب‌ها نشان می‌دهد که مقام‌های ایرانی خود را برای طرح اتهام‌های ساختگی علیه مخالفان آماده می‌کنند.»دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ی خود نوشت: «پس از آن که آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران در خطبه‌های نماز جمعه روز ۱۹ ژوئن دستور داد اعتراض‌ها به نتایج سئوال‌برانگیز انتخابات پایان بپذیرد، ماموران امنیتی ایران سرکوب گسترده‌ای را برعلیه معترضان آغاز کردند.»

بازداشت ‌شدگان در زندانهای انفرادی
سازمان دیده‌بان حقوق بشر سپس با اشاره به سوابق قاضی مرتضوی در توقیف رسانه‌ها، بازداشت‌های غیر قانونی، شکنجه و اخذ اعتراف‌های اجباری نوشته است: «نقش مرتضوی در سرکوب‌های تهران باید زنگ‌های خطر را برای کسانی که با سابقه وی آشنا هستند به صدا در بیاورد.»دیده‌بان حقوق بشر به نقل از خانواده‌های بازداشت‌شده‌ها نوشت: «بسیاری از بازداشت‌شدگان در زندانهای انفرادی هستند بدون آن که به وکیل و یا خانواده‌ی خود دسترسی داشته باشد. همچنین اتهام مشخصی علیه آنها اقامه نشده، موضوعی که نقض آشکار قوانین بین‌المللی حقوق بشری است که ایران نیز ملزم به رعایت آنهاست.»همسر یکی از فعالین سیاسی بازداشت‌شده به دیده‌بان حقوق بشر گفته است، نگران است که همسرش برای قبول اتهامات واهی تحت فشار قرار گیرد.

۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه

پیش بینی مرحوم دکتر محمد مصدق در مورد فاجعه ای که امروز من و تو لمسش می کنیم

گفتگوی شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه 1951
مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علبه ایران را پیش کشید.پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود.فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد.همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و بر پایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سر کرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نسیتیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوربه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد.
Andre Brissaud, le Crapouillot. Nouvelle serie. Decembre 1986, La France
مصاحبه گر تاکید میکند که حسب خواست مصدق متن مصاحبه پس از مرگ او میتوانست منتشر شود.

برای مردم ایران

بنام دادار اورمزد
درود بر همه ایرانیان راستین و ایرانپرستان و نه دزدان و قداره بندان و آدم کشان. نه لباس شخصی ها و عوامل تروریسم مقدس.
در این گفتار می خواهم به مردم کشورم اشاره کنم که چگونه این روزها غریبانه و معصومانه در خون می غلتند و از دید دولت، خس و خاشاکند و از دید رهبری، خونشان پای خودشان است.
آقایان سران هیئت حاکمه ایران، هر چیزی ویژگی ها و صفاتی دارد که بواسطه آن صفات شناخته می شود. یک پدیده یا شیء یا یک جریان و... اگر بواسطه صفات ذاتی اش شناخته نشود، پس با چه شناخته خواهد شد؟ خس و خاشاک صفاتی دارند. که در انسان متبلور نمی شوند. حتی آدم کشان مستقر در خیابان های تهران و دیگر شهرهای ایران، آنهات هم خس و خاشاک نیستند. چگونه است که ملتی که آنگونه رفتند پای صندوق های رأی، چون به یک نفر خاص رأی نداده اند و آن یک نفر خاص مجبور شد طرح تقلبات گسترده را کلید بزند، در اردوکشی های خیابانی اش، و در جمع مزد بگیرانش« خس و خاشاک خطاب می شوند و اراذل و اوباش؟ اراذل و اوباش، مردم ما نیستند. اراذل و اوباش، آنهایی هستند که در خیابان ها، نه تنها عفت کلام ندارند، بلکه اصولاً کلام ندارند. خیلی تفاوت وجود دارد مابین کسی که راه خود را می رود، به کسی هم کاری ندارد، با آن جوانک بی ادب که دست بروی افرادی در سنین پدر و پدر بزرگش دراز می کند. درد بدنی را می شود تحمل کرد. ولی جراحت روحی را چطور؟ آیا بناست چون یک عده از همین افراد به ظاهر پاسدار و به ظاهر بسیجی« مشکل روحی و روانی دارند، کل مردم ایران دارای جراحات روحی شوند؟ اگر در پادگان ها و مراکز آموزش اینگونه افراد بجز ناسزای ناموسی، کلامی دیگر رد و بدل نمی شود، گناه مردم چیست. گناه آن بچه خردسال چیست که تاکنون آن ناسزاها را نشنیده است؟ گناه مردم چیست که باید از دست همین افراد کتک بخورند و برایشان پرونده سازی شود؟ نه، مردم اراذل و اوباش نیستند. آن افسر نگهبانی اراذل است که بدون تفهیبم اتهام، قرار بازداشت صادر می کند و حتی پیش از قرار بازداشت، در دهانش بجز ناسزای ناموسی، نمی چرخد. مردم اراذل نیستند. این افراد لاابالی و شیاد مستقر بر سر چهار راه ها هستند که اراذل و اوباشند.
در این میان، آیا یک دولت تنها وظیفه اش کشتن مردمان خود است؟ کشتن مردمان و بالاتر از آن وارد آوردن انواع اتهامات به آنها. اتهام های بی سر و ته ای که هیچکدام مستند نیستند و رسانه حزبی صدا و سیما، که شایستگی داشتن عنوان رسانه ملی را ندارد، این شانتاژژها را می کند تا برای دولتیان دم تکان داده باشد.
چگونه است که وقتی مردم فلسطین با انواع بمب و موشک و نارنجک، و با انواع شیوه های تروریستی به اسرائیلیان حمله می کنند و مهد کودک را منفجر می کنند، می شوند آزادی خواه، ولی وقتی مردم خدتان، مردم همین کشور، خیلی آرام و بدون حمل حتی کوچکترین سلاح گرلم و یا سرد، و با مسالمت آمیزی تمام، حرفشان را می زنند و بیشتر مواقع نمی زنند، مردمی که نه شلوغ می کنند و نه سر و صدا و نه شعاری دارند و نه ا... اکبری می گویند و نه هیچ چیز دیگر، می شوند آشوبگر، اغتشاشگر، منافق جدید، و... و با نهاد های غربی هم دستشان در یک کاسه است. خدا بیامرزد بلشویک ها را. شما روی آنها را هم سفید کرده اید. مگر مردم ما چه گفته اند بجز اینکه در جستجوی ذره ای صداقت هستند؟ دلم می سوزد بحال این مردم که تا قبل از انتخابات و در روز آتن، قهرمان بودند و حماسه ساز، ولی اکنون خس و خاشاکند و اراذل و اوباش و منافق و انیرانی و ....
دلم می سوزد برای کشورم که اکنون 1400 سال است که مدام از روی آن، خون ها را می شوییم. اینبار هم باید همین کار را انجام دهیم. باید برویم خون ها را بشوییم. ولی ما به امید آن روز زنده ایم که این اهریمن از کشور ما رخت بر بندد.

۱۳۸۸ خرداد ۲۸, پنجشنبه

بیانیه شماره 3 کروبی

بيانيه شماره 3
فراخوان كروبي براي راهپيمايي روز جمعه
بسم رب الشهدا والصديقين
ملت بزرگ ايران
حماسه 25 خرداد شما در راهپيمايي آرام از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي تهران دو نشان بر چهره ايران گذاشت: اول، اعتراض ملت به خيانت دولت در امانتي كه به آنها سپرده شده بود و آرايي كه مالك حقيقي آنها مردم ايران بودند و ارباب دولت ربودند؛ دوم، آرامش و متانت ملت در شيوه اعتراض كه در فضايي سرشار از سكوت برگزار شد كه سكوت سرشار از ناگفته هاست.
متاسفانه كساني كه عظمت اين رفتار مدني مردم تهران و ديگر شهرهاي ايران آنان را ميآزرد كوشيدند با اتهام افكني و مهندسي آشوب – كه چون مهندسي انتخابات در آن زبردست هستند – برخي رفتارهاي اعتراض آميز مانند آتش زدن ها و تخريب ها را به نام ملت ايران و حاميان اصلاحات و تغيير بنويسند و در اين جريان گروهي از هم ميهنان در ميدان آزادي و كوي دانشگاه به شهادت رسيدند. من با تسليت اين شهادت ها اعلام ميكنم اين ملت از آشوب به دور است و اينان مي خواهند با هراساندن مردم كوچه و خيابان از آشوب و بزرگنمايي آنها در صداوسيما و رسانه هاي وابسته و سانسور رسانه هاي آزاد اصل اعتراض ملت را ناديده بگيرند چرا كه اگر صداقت داشتند به جاي نمايش صحنه هاي خشونت بار بعد از راهپيمايي 25 خرداد شكوه اصلاح طلبانه و صلح طلبانه بودن اين راهپيمايي ملي و ميليوني را نشان مي دادند.
اينجانب كه خود در روز 25 خرداد قطره اي از درياي حضور شما در خيابان آزادي بودم ضمن دعوت به حضور ملت در ميادين اعتراض نسبت به توطئه به آشوب كشيدن اجتماعات از سوي عناصر مشكوك هشدار مي دهم كه هدف نهايي اين اقدامات پايان دادن به حضور شما ملت عزيز است. ذره اي در تداوم حضور خود و ذره اي در مشكوك بودن اين آشوب ها ترديد نكنيد.
اينجانب از آنجايي كه انتخابات 22 خرداد را نامشروع مي دانم و نتايج برآمده از آن را قبول ندارم و اين فرد را براي رياست جمهوري اسلامي ايران به رسميت نمي شناسم از همه مردم تهران دعوت ميكنم ساعت 11 صبح روز جمعه 29 خرداد 1388 با لباس سياه به نشانه سوگواري براي شهداي راه جمهوريت نظام اسلامي ايران از ميدان 7تير تا محل برگزاري نماز جمعه تهران حضور يابند و با حضور آرام و آگاهانه خود اعتراض خويش به انتخابات را اعلام كنند و خواسته ابطال انتخابات نامشروع 22 خرداد 88 را به گوش عاليترين مقام كشور برسانند.
حضور شما در نماز جمعه تهران – كه به امامت رهبری نظام برگزار ميشود – باطل كننده القائات افرادي است كه معتقدند اصلاح طلبان خواهان آشوب و حركت در وراي چارچوب هاي قانون هستند. قانون اساسي به همه شما اين حق را داده است كه در خيابان ها حضور يابيد و بدون هرگونه تخريب به اموال عمومي صداي خود را به گوش حاكمان برسانيد و به نشانه جدايي خود از صفوف اخلالگران مشكوك با نشانهاي سياه خويش را از ايشان جدا سازند.
مهدي كروبي27 خردادماه 88

چه باید کرد؟ مقابله با کودتاچیان

خواندن متن زیر چند دقیقه ای بیشتر وقت نمی گیرد اما نکاتی اساسی را مطرح می کند. ما این روزها به متن هایی از این دست که باطل السحر شعبده بازان صدا و سیما و دولت کودتا باشد نیازمندیم. نظرات تکمیلی یا شواهد تاییدی را به صورت کامنت مطرح کنید و هر قدر می توانید این متن را تکثیر کنید: این متن در صفحه ویژه میرحسین موسوی در فیس بوک منتشر شده است - یکی از رسانه های اصلی در جنبش سبز ایرانیان:
استراتژي دشمنان مردم ترسيدن و ترساندن است. مي خواهند جمهوري اسلامي را با حکومت ترس جايگزين کنند. بيهوده نيست که شعار ميرحسين دولت اميد است. پس اميدوار و شجاع و پر از رويا باشيد. زندگي بدون رويا ارزش زيستن ندارد. نگذاريد روياهايتان را بکشند و براي آنها مبارزه کنيد. تمام لحظه ها و ساعات در مبارزه با اين کودتاي سياسي مهم اند. سريع باشید. کار امروز را به فردا، کار صبح را به عصر و کار اين لحظه را به لحظه ديگر موکول نکنيد. اگر لازم است شب بيداري بکشيد. اين روزها و تمام لحظاتشان مهم است.
اگر هيچ وسيله ارتباطي نداريد براي ارتباط حضوري و چهره به چهره از همين لحظه وقت بگذاريد. اطرافيان و دور و بري ها در اولويتند. از بحثهاي وقتگير پرهيز کنيد. موافقان خود را نيرو دهيد و آنها را هم براي ارتباط چهره به چهره فعال کنيد. با دلايل و اطلاعات پشتيبان خودتان را مجهز کنيد. پيامهاي استراتژيک شما اينهاست:
1- يک باند ارعاب و ترور با نفوذ در دولت، بسيج و نيروهاي امنيتي است که ناامني ايجاد مي کند و تخريب اموال عمومي کار خودشان و به دستور آنها است.
2- استقلال را در کنار آزادي و جمهوري اسلامي مي خواهيم و به بيگانگان اجازه دخالت در امور داخلي نمي دهيم. به دولت اجازه انگ زدن به نخبگان هم نمي دهيم.
3- ميرحسين خواست اکثر ايرانيان است نه فقط تهران
4- ما ملت شجاعي هستيم. با ترساندن و ارعاب به ما توهين نکنيد. قدرت اطلاعاتي و امنيتي، امانت ماست در دست شما. اگر خيانت کنيد از شما مي گيريم و به اهلش مي دهيم. نيروهاي نظامي و انتظامي فرزندان ملتند.
5- کودتاي سياسي در قالب آراي پيش-ساخته محکوم است. انتخاباتي که بر خلاف مقررات اجرا شده باطل است و شوراي نگهبان قانون اساسي بايد آن را ابطال کند. مساله ما شمارش چند صندوق پيش-ساخته نيست. ما خواهان تجديد انتخابات با مجريان و ناظران سالم و بي طرف هستيم.
6- نهاد روحانيت سرمايه اين کشور و پشتيبان مردم بوده است. ما خواهان برداشتن سرپوش و سانسور دولت از عزت و حرّيت روحانيت ايم.
استراتژی ارتباطی ما
در شرايط موجود چه استراتژي ارتباطي بايد در پيش بگيريم؟ جريان پشت اين تقلب گسترده انتخاباتي و صحنه گردانان اين کودتاي سياسي، عمليات رواني گسترده اي را با نفوذ در صدا و سيما و محدود کردن کانالهاي ارتباطي مردم آغاز کرده تا بتواند بحراني را که با اين ابعاد پيشبيني نميکردند مديريت کنند. آنها با هوشمندي پيامهاي رسانه اي شان را مديريت مي کنند. لازم است به فنون بدل اين پيامها مسلح شويم و به سريعترين شکل ممکن اطرافيانمان را آگاه کنيم.
نظریه گلوله ای دولت کودتا
از نظر دانش ارتباطات، استراتژي ارتباطي اين جريان بر "نظريه گلوله اي" مبتني است. مطابق اين نظريه آنها فکر مي کنند ارتباط برقرار کردن يک جنگ است: رسانه يک اسلحه است، پيام يک گلوله و مردم هدف هستند. تنها کافيست خوب نشانه گيري کنند. آنها مردم را سيبل بي اختيار، بي تمييز و ناآگاه خود و رسانه هاي بيگانه مي دانند و ترجيح مي دهند در رقابت با ديگر رسانه ها گلوله هاي بيشتري به سوي مردم پرتاب کنند. صدا و سيما تجربه نسبتا موفقي در اين نشانه گيري داشته است اما به مرور تعداد قابل توجهي از مردم از تيررس او خارج شده اند و برد اسلحه شان کاهش يافته. با اين وجود کوشيده اند منتقدانشان را خلع سلاح کنند و رسانه هاي آنها را به حداقل ممکن برسانند. اين روزها با خلع سلاح اينترنتي و تلفني هم مواجهيم. اما انسانيت و ارتباطات چهره به چهره و انساني شما چيزي است که نميتوانند از شما بگيرند. سوال اصلي اين نوشته اين است که شما در ارتباط با خود يا مردمي که در تيررس آنها هستند چکار مي توانيد بکنيد؟ اين نوشته مي کوشد به اين سوال ارتباطي پاسخ دهد.
تحليل محتوای پیام های صدا و سیمای کودتا
در دو روز گذشته صدا و سيما چه پيامهاي استراتژيکي را به سوي مردم شليک کرده است؟
1- ترس از ناامني: تا زماني که تعداد معترضان کم به نظر مي رسيد آنها اغلب اراذل و اوباش معرفي مي شدند و کساني که به اموال عمومي آسيب مي زنند و مزاحم زندگي روزمره مردمند. بعد که آمارشان قابل توجه شد و شعار دادند که "ما مردميم نه اوباش" گفتند که اراذل خود را بين مردم پنهان کرده اند. مردم هم انتظار دارند با اوباش و مخلان امنيت برخورد تندي صورت بگيرد. آنها ژست ناجي مردم در مقابل اوباش را به خود مي گيرند.جالب است بدانيد گزارشهاي متعددي حاکي از آسيب رساندن نيروهاي لباس شخصي و نيروهاي ضد شورش به اتوموبيلهاي مردم و اموال عمومي و بانکهاست. او مشکل را ايجاد مي کند و خود را حلال مشکل و ناجي شما معرفي مي کند. اما براي اينکه شما را نجات دهد شرط مي گذارد. شرطش اين است که به بقيه حرفهاي او هم گوش دهيد و تسليم کانديدايي که او از صندوق در آورده باشيد. او شما را مي ترساند و بهايي که براي از بين بردن ترس مطالبه مي کند اعتماد و تسليم شماست. اگر نترسيد يا تسليم نشويد به طريق ديگري شما را مي ترساند. کافيست بازي نخوريد و بي آنکه عصباني شويد به اين بازي بخنديد و مردم را نيز از اين بازي آگاه کنيد.
2- ترس از بيگانه و انقلاب مخملي: استقلال از دخالت بيگانگان يکي از مهمترين شعارها و يکي از مهمترين موفقيتهاي نسبي انقلاب و جمهوري اسلامي بوده است. شعار و دستاورد مهمي که خيلي اوقات از بس تکرار شده است قدرش را به اندازه کافي نمي دانيم. تجربه تلخ و بيم ما از دخالت بيگانگان در امور داخلي مان گاه مورد سوء استفاده دولتها براي توجيه رفتارشان در محدود کردن آزاديمان بوده است. شعار ديگر انقلاب؛ يعني آزادي، بدين ترتيب در محاق رفته است. هر صداي مخالف و منتقدي را صداي بيگانه و ايادي استکبار و صهيونيزم دانستن روش ديگر راه انداختن بازي "ترسو و ناجي" است. صدا و سيما مدام تکرار مي کند که رسانه هاي بيگانه از رفتار منتقدان دولت و معترضان به انتخابات خشنودند و آنها يا برخي در ميان آنها را خط مي دهند. آنها با اين برچسب گروه هاي مرجع، روشنفکران و مخالفان خود را از ميدان بدر مي کنند. همه شما ديده ايد که کيهان و رسانه هاي دولت بارها ميرحسين موسوي و پشتيبانانش را به آلت دست غرب بودن متهم کرده است.
اسلام به لهجه روسی
جالب است بدانيد پرونده کساني که اين برچسبها را در تيراژ انبوه توليد مي کنند در وابستگي و دلبستگي با بلوک شرق و پسمانده هاي کمونيزم در روسيه و سرويسهاي اطلاعاتي روسيه و چين خالي از ابهام نيست. آقاي احمدي نژاد و برخي نزديکانش در گذشته همگي مدتي در وزارت خارجه در بخش روسيه کار کرده اند. براي نمونه حاتم بخشي پاره اي از درياي خزر را در کنار معلق ماندن پروژه نيروگاه بوشهر به ياد آوريد تا ترديدتان قويتر شود. به نظر مي رسد نه تنها آزادي به بهاي استقلال، که استقلال و جمهوريت نظام نيز به بهاي قرائتي اسلامي از يک پروژه امنيتي روسي در خطر است. لازم است بار ديگر شعار"استقلال، آزادي جمهوري اسلامي" را در کنار الله اکبر مورد توجه قرار دهيم. و ضمن حفظ هشياري در مورد مداخله بيگانگان از برچسب براندازي نرم يا انقلاب مخملي نترسيم. دوري از برخي حرکتها مثل نوشتن نامه به سران کشورهاي خارجي براي طرد احمدي نژاد، يا شعارهاي نامربوط يا تحريک کننده از همين هشياري ناشي مي شود. ما کاري به بيگانگان نداريم و فقط برگزاري مجدد انتخابات به شکل قانوني و با حضور ناظران را خواستاريم.
هدف اصليِ بزرگ کردن اين ترس، ايجاد شکاف بين مردم و نخبگان است و پيدا کردن بهانه براي دستگيري اساتيد دانشگاه، روزنامه نگاران، فعالان مدني و گروههاي مرجع با برچسب جاسوسي و براندازي. لازم است اساتيد دانشگاه و نخبگان بر پابندي و علاقه شان به نظام تاکيد کنند و پابندي طراحان سناريوي تقلب را به انقلاب و شعارهاي آن مورد سوال قرار دهند. در عمل چه کسي در کار براندازي نرم است؟
3- معترضان برخي از تهراني ها هستند: اين پيام مدام تکرار شده است که راي موسوي فقط در تهران بيشتر بوده و تهراني ها بايد به راي مردم کشور گردن بگذارند. اعتراضات مردم ساير شهرها بازتاب رسانه اي قابل توجهي نيافته است.مي دانيد که گزارش کميته صيانت از آرا حاکي از برتري نسبي موسوي در شهرها و نقاط مختلف کشور است. لازم است به همه اطرافيان و طرفداران احمدي نژاد در خصوص برتري ميرحسين در اغلب نقاط کشور اطلاع رساني کنيم و نتايج پيش-ساخته شمارش آرا را با توجه به نقدهايي که در سايتها ديده ايد مورد نقد قرار دهيم. لازم است دانشجويان اعتراضات و نظر مردم شهرشان را بازتاب بيشتري بدهند و رسانه ها را به سمت آنها هدايت کنند.
4- ترس از جان و دستگيري: حمله به خوابگاه دانشجويان و مجتمع هاي مسکوني، اعلام گسترده کشته شدن هفت نفر در جريان تجمع آرام روز 25 خرداد ومسوول دانستن معترضان در اين مورد و تهديد صريح وزير اطلاعات در گفتگو با تلويزيون مبني بر دستگيري ساماندهندگان تجمعات و تمام آنچه مي دانيد. در اين پيام دولت ضمن آنکه خود را کشنده معرفي نمي کند و آشوبگران را مسبب کشتار مي داند، تلويحا پيام صريح خود را ميفرستد که مردم عزيز من شما را دوست دارم ولي با شما شوخي ندارم. اگر يک قدم ديگر جلو بياييد: "ميکشم". اينجا نيز "نظريه گلوله اي" اينبار با گلوله هاي نسبتا واقعي حاکم بر رفتار آنهاست.
موضع سپاه و ارتش
جالب است بدانيد فرماندهان ارتش به آنها پيغام داده اند که روي ما حساب نکنيد. عموم فرماندهان سپاه نيز پيام داده اند که ما رو درروي مردم نمي ايستيم و کشتار گسترده مردم توسط سپاه محال است. جوانترها خوب است بدانند که سپاه تشکيل شده از فرزندان دلسوز و خانواده هاي مومن ايراني است که هشت سال از جان گذشتگي خود در وفاداري به ملت ايران را در کارنامه خود دارند. آنها و بسيجيان راستين را با آغوش گرم و لبخند و گل پذيرا باشيد و در شعارها به اين سرمايه ها احترام بگذاريد و مهر بورزيد. خانواده هاي فرماندهان شهيد سپاه نظير خانوادههاي باکري و همت و بسياري از همرزمان گمنام، مومن و وطندوست آنها از همراهان ميرحسين موسوي اند. از آنها براي حضور در اجتماعاتتان دعوت کنيد.
5- تغيير صورت مساله در اعلام آراي پيش ساخته: رسانه ملي تاکيد مي کند که شمارش آرا درست بوده اما برخي ظرفيت شکست ندارند. شوراي نگهبان براي اطمينان کانديداها برخي يا همه صندوقها را دوباره خواهد شمرد. آنها در اين پيام، سوال از طريقه غيرقانوني برگزاري انتخابات را ناديده گرفته و صورت مساله را به اشتباه در شمارش جزيي آرا تغيير مي دهند تا آرايي که معلوم نيست از کجا آمده را دوباره بشمارند. خواسته ما برگزاري انتخابات مطابق قانون، با بي طرفي رسانه اي در فضاي آزاد رسانه اي و ارتباطي، عدم دخالت دولت و رسانه هاي دولتي، با حضور ناظران کانديداها در همه مراحل از جمله مرحله پلمب صندوقها در صبح راي گيري و شمارش و نقل و انتقال آرا در شهرها و از شهرها به تهران همراه با تدارکات لازم از جمله تعرفه کافي در همه حوزه هاي انتخابيه است. پيام مهم ما اين است که انتخابات باطل و مهندسي شده است و اطميناني از وجود خارجي راي هاي ما در صندوقهاي شوراي نگهبان نيست.
6- پشتيباني روحانيت: اکثريت علما و روحانيون طراز اول در قم و ساير شهرها پشتيبان راي مردم اند ولي صدا و سيما صداي آنها را سانسور مي کند و با برجسته کردن نظر چند چهره مثل آقاي جنتي و يزدي، نهاد روحانيت را خرج رفتار غير قانوني خود و پشتيبان خود معرفي مي کند. آنها تحت فشارها و ارعابي چندين برابر آنچه شما تصور مي کنيد هستند. در شعارهايتان به آنها احترام بگذاريد و به آنها جرات بدهيد. در تماس با دفاترشان از حکم خشونت وتيراندازي به منتقدان و تجمعات و حرمت آن سوال کنيد. بگذاريد آنها دولت را از اعمال خشونت نهي شرعي کنند. از آنها براي شرکت در اجتماعات دعوت کنيد و در مراسم و اجتماعات شان با رعايت قواعد احترام شرکت کنيد. به مساجد و حوزه ها برويد و با آنها گفتگو کنيد. آنها مي دانند که باند قدرت قصد کنار گذاشتن علما و جايگزيني مداحان و دينفروشان با آنها را دارند و به شما خواهند پيوست هرچند در ابتدا دوپهلو موضع بگيرند و از موضعگيري بترسند. شجاعت امام حسين(ع) را به آنها ياد آور شويد و بگوييد که از روحاني آزاده چه انتظاري داريد.
تمام حقوق اين نوشته مربوط به ملت ايران است و نقل و کپي برداري و باز توليد آن به هر شکل ممکن توصيه مي شود.

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

در دولت احمدی نژاد هر سال به جمعیت فقر ایران افزوده شده است

هاب آکادمی - آفتاب: دکتر حسین راغفر تصریح کرد: "فقر از سال 63 با روند ملایمی کمتر می‌شد، اما از سال 84 با آغاز به‌کار دولت فعلی تاکنون، میزان فقر و نابرابری افزایش یافته است".به گزارش گروه اقتصاد و صنعت آفتاب، نشست دفتر جوانان باران با موضوع "عملکرد دولت نهم در قبال معیشت مردم" در محل بنیاد باران و با حضور شماری از جوانان و اعضای باران برگزار شد. در این نشست دکتر حسین راغفر و دکتر محمدرضا واعظ مهدوی، با ارزیابی سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد در حوزه رفاه و تامین اجتماعی، برنامه‌های معیشتی این دولت در چهار سال گذشته را نقد و تحلیل کردند.آفتاب: دکتر حسین راغفر تصریح کرد: "فقر از سال 63 با روند ملایمی کمتر می‌شد، اما از سال 84 با آغاز به‌کار دولت فعلی تاکنون، میزان فقر و نابرابری افزایش یافته است".به گزارش گروه اقتصاد و صنعت آفتاب، نشست دفتر جوانان باران با موضوع "عملکرد دولت نهم در قبال معیشت مردم" در محل بنیاد باران و با حضور شماری از جوانان و اعضای باران برگزار شد. در این نشست دکتر حسین راغفر و دکتر محمدرضا واعظ مهدوی، با ارزیابی سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد در حوزه رفاه و تامین اجتماعی، برنامه‌های معیشتی این دولت در چهار سال گذشته را نقد و تحلیل کردند.دکتر راغفر در سخنان خود با بیان این که فقر و نابرابری تاثیر بسیار تعیین کننده‌ای روی امنیت اجتماعی و امنیت ملی دارند،‏ گفت: "از همین جهت دولت‌ها نسبت به این دو مقوله خیلی حساس بوده و البته بررسی این مساله، نشانگر موفقیت یا عدم موفقیت دولت در مدیریت این دو مقوله نیز هست و طبیعی است که در جوامع در حال توسعه، به دلیل ساخت سیاسی آنها، مطالعه در باره این مقوله حساسیت‌های زیادی را بر می‌انگیزد".این صاحبنظر مسایل اجتماعی کشور افزود: "در همین راستا بررسی مسایل مرتبط با فقر از سال‌های 63 تا 85 بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، نشان می‌دهد به دلیل این که توزیع درآمد در ایران نامتوازن است، جمعیت زیادی از خانوارها در طبقات پایین در آمدی متمرکز هستند.وی گفت: " به نظر من عدالت، اولین قربانی سیاستهای دولت نهم است و راه دولت‌های بعدی در تدوین سیاستهای مربوط به عدالت را بسیار مشکل‌تر خواهد کرد. " اگر محاسبه خط فقر اندکی تغییر یابد، درصد کسانی که زیر این خط قرار می‌گیرند خیلی تفاوت می‌کند. در جهان بر اساس تحولاتی که رخ داده، به جای محاسبه کل سبد مورد نیاز افراد، یک مورد ضروری‌تر، یعنی "غذا" را اندازه گیری می‌کنند که در ایران "انستیتو تغذیه" این کار را انجام می‌دهد و اینکه چه چیزی در آن سبد غذا باشد را آنها تعیین می‌کنند".این استاد دانشگاه افزود: "این مرکز حداقل نیاز یک فرد را 2100 کالری اعلام کرده است که ما در مطالعات خود حتی برای احتیاط، آن را به 2000 کالری کاهش داده‌ایم. همچنین مجموع قیمت آن نیز محاسبه می‌گردد به عنوان حداقل غذای مورد نیاز یک بزرگسال اعلام می‌گردد، در همه جای دنیا نیز خط فقر بر این اساس اندازه گیری می‌شود".راغفر با بیان اینکه بر اساس روش‌های گوناگون محاسبه نتیجه نیز متفاوت خواهد بود، گفت: "بر اساس محاسبات ما میزان فقر مطلق در ایران بین 25 تا 32 درصد است. براساس محاسبه‌ای که در سال 83 انجام دادیم، میزان خط فقر در استان تهران 396 هزار تومان و برای سیستان و بلوچستان 178 هزار تومان بود و این اختلاف به خاطر تفاوت‌های توسعه یافتی و قیمت‌ها در سطح کشور است. لذا تعیین خط فقر ملی در ایران معنا ندارد، ولی به هر حال یک رقم تقریبی اعلام می‌شود".وی با اشاره به تحقیقی که در این زمینه انجام شده است،‏‏‏‏ افزود: "بر اساس این آمار، طی 3 سال گذشته در دولت احمدی‌نژاد، هر سال 2 درصد به جمعیت فقر کشور (32 درصد) افزوده شده است. در این بررسی، وضعیت بازار کار بر اساس شغل رییس خانوار تعیین می‌شود".راغفر با بیان اینکه مشاغل نیز به سه طبقه خصوصی، عمومی و اجاره بگیر (کسانی که از بهره مالکانه برخوردار هستند) تقسیم شده‌اند‏ گفت: "ترکیب مشاغل در ایران نیز این‌گونه است که 76 درصد مشاغل خصوصی، 20 درصد عمومی و 4 درصد رانتیترها هستند. از گروه دوم نیز 2 درصد دارای پوشش بیمه‌ای نیستند".وی با اشاره به اینکه مشاغل را به رسمی و غیر رسمی تقسیم کرده‌ایم،‏ اظهار داشت: "در نوع اول، افراد مالیات " بادی که امروز دولت نهم کاشته است، طوفانی است که طی 20 سال آینده این کشور درو خواهد کرد و امنیت ملی و اجتماعی ما با حضور دولت نهم بسیار دچار مخاطره شده است. " می‌پردازند و بیمه نیستند، گروه دوم نیز افراد با پرداخت نکردن مالیات و فقدان پوشش بیمه‌ای مشخص می‌شوند. از 76 درصدی که مشاغل خصوصی دارند، حدود 46 درصد نیروی غیر رسمی هستند و در کل کشور حدود 53 درصد مشاغل غیر رسمی هستند که از ابتدا این مساله مشخص بود".راغفر افزود: "دلیل شکست طرح جمع آوری اطلاعات خانوار همین مساله بود، زیرا این مشاغل قابل ردیابی نیستند، ضمن آنکه اطلاعات موجود نیز قابل اتکا کردن نبود. ولی برای این کار میلیاردها تومان هزینه شد و میلیون‌ها ساعت از وقت مردم نیز گرفته شد، در حالی که سوالات آن فرم نیز دارای اشکالات اساسی بود".وی گفت: "از این 53 درصد، 86 درصد کسانی که در بخش خصوصی هستند، فقیر هستند. معنای این مساله این است که بخش خصوصی ما را عمدتاً دست فروشان و کسانی که ناامنی در شعل آنها زیاد است، تشکیل می‌دهند که جمعیت فراوانی را تشکیل می‌دهند و بررسی سبد غذایی آنها نشان می‌دهد که این خانوارها 5/35 درصد از سبد مخارجشان مصرف غذا می‌شود که رقم بالایی است و نشان می‌دهد که بسیاری از کالاها را مصرف نمی‌کنند".راغفر با بیان اینکه 10 درصد از خانواده‌های ایرانی "زن سرپرست" هستند که 48 درصد آنان زیر خط فقر مطلق قرار می‌گیرند‏ گفت: "این رقم برای مردان 30 درصد است که نشان می‌دهد، 6/1 برابر امکان فقیر شدن زن‌های سرپرست خانوار بیشتر بوده و در سطح روستاها این تفاوت بیشتر هم می‌شود که این مساله آسیب پذیری زنان سرپرست خانوار را نشان می‌دهد".این کارشناس مسائل اجتماعی گفت: "بر اساس مطالعات، از سال 63 میزان فقر و نابرابری در کشور روند ملایم نزولی داشت، اما از سال 84 میزان فقر و نابرابری افزایش بافته است، به عبارتی فقر از سال 63 با روند ملایمی کمتر می‌شد، اما از سال 84 با آغاز کار دولت فعلی تا کنون شیب آن افزایش یافته است".وی با اشاره به اینکه در ایران به مساله نابرابری توجه زیادی نمی‌شود، در حالی که تبعات آن بسیار ویرانگرتر از فقر است،‏ گفت: "اگر ما جامعه‌ای داشتیم که نابرابری در آن وجود نداشت و فقر بالسویه میان همه توزیع شده بود، تا این اندازه با آسیب‌های " واردات بی‌رویه خیانت بزرگ دولت نهم به کشور بود و امروز تولید در کشور ما کاری پرهزینه و پر مخاطره است‏. " فرهنگی و اجتماعی رو به رو نبودیم".این استاد دانشگاه ادامه داد: "اگر چهره شهر در زمان فعلی را با ابتدای روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد مقایسه کنیم و اتومیبل‌های چند ده میلیونی که در خیابان‌ها پراکنده شده‌اند را در نظر بگیریم که در اختیار جوانان کم سن و سال است، تحقیری است که غرور و شخصیت جوانان را به چالش می‌کشد و این نابرابری فاحش، سبب شده که آثار آن را در آرایش و لباس جوانان مشاهده می‌کنیم. همچنین این بررسی نشان می‌دهد مهاجرت‌های این چند ساله، نتایج اجتماعی خود را به شکل گسترش شهرک‌های اقماری بروز می‌دهند".راغفر افزود: "این مساله از پدیده‌های آمریکای لاتین است و مع الاسف در ایران حساسیت کمتری نسبت به آن وجود دارد و با توجه به لاعلاج بودن آن انتظار می‌رود، مسوولان کشور ما قبل از رسیدن به چنین مراحلی، برای حفظ امنیت ملی اقداماتی را در قبال آن انجام دهند".این کارشناس مسائل اجتماعی گفت: "در چنین جامعه‌ای هزینه ارتکاب جرایم بسیار پایین می‌رود. به طور مثال در مکزیک شاهد این هستیم که در یکسال گذشته 8 هزار نفر از اعضای گروه‌های رقیب مواد مخدر، یکدیگر را به اشکال وحشیانه‌ای به قتل رسانده‌اند 20 و تا 36 میلیارد دلار درآمد گردش مواد مخدر در این کشور است که تقریباً درآمد ملی یک کشور برابر است".راغفر با بیان اینکه امروز شهرک‌های اقماری که در کشور ما شکل گرفته و خود را به جامعه تحمیل کرده است و تا مدتها از خدمات اولیه مانند آب، برق، مدرسه و... محروم هستند‏ گفت: "بچه‌هایی که در چنین محیطی رشد محیط کنند، سرشار از آسیب‌های روحی هستند و تحقیرهایی را که دیده‌اند، به اشکال مختلف بروز می‌دهند‏‏ ‏ ضمن آن که این افراد فاقد شغل و هرگونه مهارتی هستند و پدیده‌هایی مانند زورگیری و... هم از همین نقاط برمی‌خیزد".راغفر تصریح کرد: "اگرچه دولت کنونی بیشترین " گرچه بخشی از فقر و نابرابری‌ها ناشی از سیاست دولت‌های گذشته نیز هست اما در این سه سال به نابرابری‌ها بسیار دامن زده شد. " بهره‌برداری را از این ظرفیت کرده و شعارهایی را درباره برقراری عدالت مطرح کرده است، ولی به نظر من عدالت، اولین قربانی سیاستهای دولت نهم است و راه دولت‌های بعدی در تدوین سیاستهای مربوط به عدالت را بسیار مشکل‌تر خواهد کرد. زیرا مردم فکر می‌کنند که عدالت همین نابرابری‌ها و مظاهر زشتی است که جامعه امروز شاهد آن است".وی ادامه داد: "گرچه بخشی از فقر و نابرابری‌ها ناشی از سیاست‌های دولتهای گذشته نیز هست اما در این سه سال به نابرابری‌ها بسیار دامن زده شد و مصیبت بزرگ این است که بادی که امروز دولت نهم کاشته است، طوفانی است که طی 20 سال آینده این کشور درو خواهد کرد و امنیت ملی و اجتماعی ما با حضور دولت نهم بسیار دچار مخاطره شده است".راغفر در بیان علت اصلی این مساله گفت: "صرفنظر از اشکال در مدیریت منابع، این دولت فرصت تاریخی بزرگی را از ما گرفت. دولتهای قبلی این بهانه را داشتند که منابع کافی برای ایجاد یک سیستم تامین اجتماعی، آموزش و پرورش و... مناسب در اختیار نداریم. در حالی که این منابع در این دوره به دست آمد، ولی مشخص نیست که در چه جاهایی مصروف شده و آثار سوء این مدیریت غلط منابع به اشکال مختلف نابرابری‌ها و اتلاف منابع و از بین بردن پایه‌های تولید کشور شاهد آن بودیم".این استاد دانشگاه با بیان این مطلب که واردات بی‌رویه خیانت بزرگ دولت نهم به کشور بود و امروز تولید در کشور ما کاری پرهزینه و پر مخاطره است‏ گفت: "امکان بازسازی این مشکل برای دولت‌های بعدی بسیار دشوار است و لذا ما شاهد تغییر الگوی مصرف در جامعه هستیم و طبقاتی که از این نابرابری‌های عظیم منتفع شدند، می‌توانند هسته‌های اولیه گروههای مافیایی در جامعه باشند و مخاطرات جدی هستند که در آینده هر دولتی را تهدید خواهند کرد".دکتر حسین راغفر در پایان اظهارات خود خاطرنشان کرد: "در اثر این سیاست‌ها شاهد صف فروش کلیه و خون در کشور هستیم که طی چند روز گذشته، برخی نمایندگان مجلس و حتی یکی از مقامات وزارت بهداشت از آن ابراز نگرانی کرده بودند".

۱۳۸۸ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

با درود.
در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری، بسیار سخنانی بیان شده اند که بعضاً باعث به خنده افتادن شنوندگان آن سخنان می شوند. از آنگونه سخنان احمدی نژاد و آمارهای ارائه شده توسط وی است. ویدئوی زیر را در یوتیوب ببینید تا بیشتر به نداشتن صدق گفتار توسط احمدی نژاد پی ببرید.